فرشته
پسرم عاشقتم مونسم تو زندگیمو عوض کردی زندگیمون با وجود تو شیرینتر شده تو بهترین هدیه ی خدا به مایی دوستت دارم عزیزم ...
نویسنده :
مامانی
1:49
درمان شب بیداری
برای درمان شب بیداریه پسملی بردمش بازار تا خسته بشه و شب راحت بخوابه ولی پسملی توی ماشین خوابید و ما مجبور شدیم زود برگردیم خونه تا نفس مامانی اذیت نشه ولی تا آوردمش خونه و لباسشو عوض کردم شازده کوچولوی مامانی سر حال شد و شروع کرد به بازی مامان فدای پسر ناز و مهربونش بشه خیلی دوستت دارم مونسم ...
نویسنده :
مامانی
22:41
پسر وقت گیر
جدیدا علی خیلی اذیت میکنه این شب بیداریا هم که داره منو نابود میکنه حالا خدا خیر بده مامانمو که هست و توی علی داری کمکم میکنه وگرنه نمیدونستم باید چکار کنم تموم شبو با علی درگیرم روزا هم که باید استراحت کنم خلاصه زندگی فعلا وله خدا کنه حالا این قطره ی آهن یه فرجی حاصل کنه وگرنه ... تموم تلاشمو میکنم روزا نذارم علی جونی بخوابه اینجا نشوندمش که مثلا بیدارش کنم ولی اینقدر خوابش سنگینه که اصلا نمیدونه چه خبره ...
نویسنده :
مامانی
13:55
شب بیداری
علی جونی یه دو هفته ایی هست که شب بیدار شده روزا هم اونقدر سنگین میخوابه که اگه بمب بغلش منفجر بشه چشماشو باز نمیکنه ببینه رو تشکشه یا موج انفجار گرفتش امان از دست این پسمل عسل عاشقتم گل پسرم ...
نویسنده :
مامانی
16:14
تلویزیون
... علی جونم مامانی... مامانی داری چکار میکنی؟ ...
نویسنده :
مامانی
0:32
مامان جو گیر
خدا آدمو جو گیر نکنه!!!!!! دیروز به بابایی دستور خرید 6 کیلو سبزی کوکویی و 6 کیلو سبزی خورشتی رو دادم وقتی بابایی با سبزیا برگشت قیافه ی مامان دیدنی بود خلاصه با اینکه کمک داشتم یه 4 - 5 ساعتی طول کشید تا جمع و جورش کردیم حالا اینا به کنار اجسام پروازی توی سایز و شکلای مختلف خونه رو ور داشته بودن کفشدوزک دیدم هم قد خودممم ولی خوب درس عبرت شد واسم که دیگه جو گیر نشم بعد تمیز کاری سبزیا توی اتاق علی آقا قرار گرفت تا آبش خشک بشه و بدیم واسمون خرد کنن ...
نویسنده :
مامانی
13:46









